الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

29

تفسير مجمع البيان (فارسى)

قرائت شود و تيسير چيز ، تسهيل و آسان بودن آنست به چيزى كه در آن زحمت زيادى بر نفس نيست ، پس كسى كه براى او راه فراگرفتن علم سهل و آسان باشد پس او شايسته است كه حفظ و نصيب بسيار از علم بر گيرد براى اينكه سهولت بزرگترين داعى براى علم است و سهولت قرآن براى ياد بودن و سبكى آنست بر خاطر به خوش بيانى و ظهور و دليل و برهان در حكمتهاى عالى و معانى صحيحه چنانى كه مورد وثوق و اعتماد مر آوردن آنست از طرف خداى تعالى و البتّه ذكر گرديده از جهت چيزى كه بسوى آن دعوت شده و تأكيد بر آن گرديده براى آنكه آن راه فراگرفتن علم است زيرا غفلت از چيز يا از دليل آن ممكن نيست كه آن را در حال سهو و غفلت بدادند ، پس هر گاه دلائل را بر او تذكّر داد و راهى را كه مؤدى به آن مىشود نشان داد متعرّض بر علم او مىشود ، از جهتى كه براى او سزاوار است . ( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) يعنى : پند گيرنده و عبرت گيرنده هست كه نظر در آن نمايد ، آن گاه خداوند سبحان فرمايد : ( كَذَّبَتْ عادٌ ) يعنى به پيامبرى كه آن را خدا بسوى ايشان مبعوث نمود و آن حضرت هود عليه السلام بود ، پس مستحق هلاك شدند و خدا آنها را هلاك نمود . ( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي ) پس چطور بود عذاب من مر ايشان را ( و نذر ) يعنى و انذار من ايشان را سپس بيان نمود چگونگى هلاك ايشان را ، پس گفت : ( إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً ) ابن زيد گويد : يعنى بادى كه بسيار وزش آن تند بود ؟ ابن عباس گويد : يعنى سرد بود الصر به معناى سرد است .